خرید بک لینک

لعنت به این جایی که ما توش زندگی میکنیم

لعنت به همه آدمهایی که اینجان

که زن رو همیشه کوچیک میکنن

که مردسالاری رو افتخار میدونن

که فک میکنن تا زن کوچیک نشه مرد بزرگ نمیشه!

لعنت به همتون

من مدتها بود آرزوی مرگ نکرده بودم

اما الان تو این لحظه تنها چیزی که از خدا میخوام مرگِ

که بمیرم و تموم بشه دیگه

چیه آخه این زندگی عن

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

+هفته قبل این روز من جدا از استرس این روزهای خودماستری شدید دیگه ای هم متحمل شدمو اون دزدیده شدن یکی از دختران مدرسه بودسه روز کامل بی خبری از بچه ای که خیلی ساده بود و همش فکر میکردم یعنی داره چی میگ

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

اینستا از کجا میفهمه ما تو چه مرحله ای از زندگیمونیم که پستهای مرتبط با اون رو روی صفحه عمومی میاره؟از روی پستهایی که نگاه میکنیم؟مثلا الان واسه من فقط از این پستهایی میاره که مربوط به خواستگاری و لبا

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

بعد از دقیقا نوزده روز سلام...

دلتنگ اینجا بودم

دلتنگ حرفهای بی تعارف...

دوری همیشه دوستی نیس!

دوری بیشتر وقتها دلتنگیِ

اینم خاصیت آدمیزادِ....

یک قسمتهایی از اون آدم نوزده روز قبل تغییر کرده...

بنابراین شاید کمی متفاوت تر دیدین منو...

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

از من میشنوید به این چرندیات گوش ندین که میگن ازدواج کنین مهرش به دلتون میفته اگه کسی به دل آدم تو همون برخورد اول نشینه بعدا هم خیلی خیلی احتمالش کمه که خوشتون بیاد ازش... و چون ازش خوشتون نیومده نکا

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

این هفته قراره اتفاقای خوبی برام بیفته

باید همه جملاتمو مثبت کنم از الان که مثبت ترین حالتش اتفاق بیفته

من خیلی تلاش کردم

خیلی

و می دونم خدا حساب کتابش دقیقه...

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

خوشحالم که عاشقت نیستمخوشحالم که این بودنمون با هم هیچ وقت به دل بستگیو وابستگی ختم نخواهد شدو من توی رابطه ای خواهم بود که بیشترش رو منطق تشکیل میدهتا احساس...و ممنونم که یادم میاری مدام این مساله رو

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

بزارین خوشی دلم رو باهاتون شریک بشمتموم شداز پایان نامه ام دفاع کردمو درست همون روزی که باید خوشحالترین دختر دنیا می بودمشبش با گریه نمی دونم چقدر طول کشید تا خوابم ببرهروز بعدش صبح یک پست اینستاگرامی

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

شاید هم چون حکمت خدا این بوده که این رابطه ابدی نشه

خاطراتش چه اینجا

و چه تو دفتر ثبت نشد که ابدی بشه

امروز وقتی بعد این مدت دفترمو باز کردم

آخرین جمله ای که نوشته بودم باعث شد اشکم در بیاد

"من میدونم خدا حافظ و ناصر من خواهد بود تو این روزهای زمستونی..."

و واقعا هم بود...

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

صفحه بندی